خرید بک لینک

*1 سخت در پیش 1*

✍نویسنده: محمود سیف کارشناس روابط بین الملل

بعد از فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ و شکست مارکسیست در مقابل لیبرایست، جنگ لیبرالیست در مقابل بنیاد گرایی اسلامی که عمدتا در خاورمیانه بود آغاز گردید. لیبرالیست که تا آن زمان رقیب خود را مارکسیست دیده بود تمام توان خود را بکار برد و از درون دشمن خود را از هم گسست. این در حالی بود که رقیب دیگر او مائوئیسم همچنان چراغ خاموش به حرکت خود ادامه میداد و هیچگاه لیبرالیست فکر نمی کرد که از قلب آسیای شرقی کشوری بتواند در مقابل آن عرض اندام کند یا در خوش بینانه ترین حالت در آینده ای نزدیک در عرصه اقتصاد و حتی نظامی پا به منصه ظهور بگذارد. در این موقع او فقط به بنیاد گرایی اسلامی به عنوان خطر بزرگ توجه داشت و با همین سیاست که با اتحاد جماهیر شوروی داشت حملات بی امان خود را با رقیب جدید از درون آغاز نمود. بهار عربی در کشورهای مصر و لیبی و تونس و... شروعی بر این فرو پاشی از درون این کشورها بود که بعدها با القاعده و طالبان و داعش به جنگ داخلی سوق پیدا کرد و توانست از درون این اتحاد را بسوی انحراف و نهایتا انهدام سوق دهد. اختلاف کشورهای اسلامی و ایجاد هلال شیعی و تیره شدن روابط دو ام القراء مسلمین در انشقاق شیعه و سنی به محوریت ایران و عربستان، یار کشی این دو آغاز و کشورهای مسلمان به حمایت از این دو به له یا علیه دیگری صف آرایی کردند. فروش تسلیحات در دولت ترامپ به عربستان و ایجاد روابط نزدیک بین اسرائیل با دول عربی و اتفاقات افغانستان و تهدیدات ایران در خلیج فارس همه از سیاست هایی بود که از درون جبهه بنیاد گرایی اسلامی را به سمت جنگی داخلی سوق می داد. اما اینجا بود که رقیب تازه وارد لیبرالیسم برای دور ماندن از مهلکه و از بین نرفتن توان خود پا به میان گذاشت چرا که لیبرالیسم با نقشه خود عملا توانسته بود دشمن خود در خاور میانه را با نقشه های مهندسی شده از میان بردارد و خود را برای مقابله با مائوئیست که حالا خطر جدی در مقابل لیبرالیست بود و بوی خطر به مشام غرب احساس می شد، آماده کند. چین که دست غرب را خوانده بود حال برای احیاء بنیاد گرایی اسلامی و خطر جدی در تقابل لیبرالیسم توان خود را بکار گرفت و با ایجاد میانجگری بین دو قطب مهم بنیاد گرایی بستر صلح و دوستی و مودت را ایجاد و حال برگ برنده در دستان چین است که با بازی جدید باز توجه غرب را به خطر خاورمیانه معطوف کرده است. جای تاسف است که باید بین کشورهای مسلمان و خدا پرست چین کمونیست بی خدا پا در میانی کند و این آغاز راهی است پر خطر و مرگبار که مسلمین را نشانه گرفته و روزهای 1 را برای خاور میانه رقم خواهد زد. در هر حال برد با چین خواهد بود که با زمان سنجی دقیق در حال پیشروی است با کمترین خطر. چرا که نبرد غرب با بنیاد گرایی اسلامی حتی اگر به نفع لیبرالیسم باشد و با شکست و نابودی خاورمیانه به پایان برسد عملا صرف هزینه و تحلیل قوای نظامی و اقتصادی غرب را به دنبال خواهد داشت و این همان فرصتی است که چین خواهان آن است که دامنه تسلط خود را بر جهان بگستراند و به عنوان هژمون جدید در قرن ۲۱ خود را به جهان تحمیل کند. بعید به نظر میرسد در قرن حاضر که در حال گذر از ربع آن هستیم بتوان جهان چند قطبی را تجربه کرد و این چین است که در این قرن یکه تازی خواهد نمود. اتحاد و نزدیکی چین و روسیه سر آغاز شیپور جنگ جهانی سوم را به صدا در آورده که قطعا در وهله اول کشورهای خاورمیانه و بعد لیبرالیسم قربانیان آن خواهند بود، تا ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد... ادعاهای ترکیه و جنگ های صوری آذربایجان و ارمنستان به کجا ختم خواهد شد؟ آیا کشورهای مسلمان خاور میانه راهی را در پیش گرفت که آگاهانه و هشیارانه، از خطرات و دامی که چین و روسیه برای آن پهن کرده اند رهایی یابند؟ آیا پایان تاریخ به گونه ای رقم خواهد خورد که پای خاورمیانه به آن باز نشود؟ آیا ایران خواهد توانست با آینده نگری خود را به روزهای اوج سده های گذشته خود برساند؟ اینها سئوال و چراهایی است که آینده به آنها پاسخ خواهد داد.

والسلام/فروردین۱۴۰۲

برچسب: نویسنده: هستی میرزایی تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 19:01

صفحه بندی