***عیدانه***
عید آمد و عیدی بگرفتیم ز دلدار
او مرحمتی کرد نه این بنده ز کردار
هر چه نگرم در عملم نیست ثوابی
یک موهبتی بود به این جیفه و مردار
بر درگه او هر که رود بهر گدایی
عیدی دهدش از کرم آن سید دادار
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
بالا بنگر بین که چه داسی است پديدار
دیشب صنمی شاه وش و چهره نگارین
گفتا که درآ در حرم و نکته نگه دار
ساقی که نهاده به کفم جام شرابی
گفتا که چه حالی است تو را لحظه دیدار
گفتم ز می وصل نمودی تو مرا مست
گفتا که الا سیف شدی دار خریدار
محمود سیف-تیر96
برچسب:
نویسنده: هستی میرزایی